غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
73
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
انداخته سه كرت آفتاب را زانو زده آنگاه مناجات كرده گفت اى خداى بزرك مرا بدين گناه كه بخلاف رضاى من واقع شده مواخذه منماى و از جملهء حكايات كه بر مكارم اخلاق قيدو خان دلالت دارد يكى آنكه دامادش دست شهوت بجانب كنيزكى دراز ساخت و دختر قيدو كه حامله بود ازين معنى وقوف يافته موى شوهر را بگرفت و آغاز غوغا نمود شوهر لگدى بر شكمش زد كه فى الحال افتاد و بمرد پسران قيدو در مقام انتقام شوهر خواهر آمده او را بر آن داشتند كه داماد را طلب دارد و بسياست رساند و پدر داماد پسر خود را دست و پاى بسته پيش قيدو فرستاد آنگاه قيدو از پسران پرسيد كه در حق اين شخص چه انديشه داريد گفتند كه ميخواهيم بقصاص خواهر خويش خونش بريزيم قيدو گفت خواهر شما را از قتل او چه فايدهء خواهد رسيد گفتند هيچ فايده نه قيدو گفت پس مصلحت آنست كه متعرض او نكرديم چه پدر پيرش سالها ما را كوچ داده و حالا جهته طلب رضاى ما پسر خود را مقيد بدرگاه فرستاده پسران در مقام مناقشه آمده بالاخره مقرر شد كه داماد را صد چوب زنند و بگذارند و قيدو پنهان از اولاد جلاد را گفت كه ده شاخ چوب برهم بسته ده بار آهسته بر وى فرود آورد و بعد از آنكه روزى چند برين قضيه بگذشت و خشم پسران كمتر گشت قيدو خان ايشانرا طلبيده گفت اى فرزندان شما چگونه روا داريد كه بيگانه برجاى خواهر شما بنشيند گفتند اين مصلحت را خان بهتر ميداند آنگاه پادشاه دختر ديگر خود را به آن شخص داد و او را خوش دل و مسرور نزد پدر فرستاد و از جملهء افاضل مولانا زين الدين قدسى ملارم قيدو خان بوده نظم اين رباعى را بوى اسناد مىنمودهاند رباعى اندر ره حق كه بنده و شاه يكيست * محبوب مقربان درگاه يكيست بتخانه شدم دوش بتى را ديدم * انگشت برآورده كه اللّه يكيست ذكر اسامى ساير پادشاهانى كه بعد از فوت تيمورقاآن در الغيورت بر مسند خانى نشستند چنانچه در مقدم داستان خاقان قراقرم و كلوران مرقوم كلك بيان گشت بروايت ميرزا الغ بيك گوركان عدد آن سلاطين نافذ فرمان نوزده نفر است و ازين جمله پنج نفر مذكور شدند و بنابر آنكه احوال چهارده نفر ديگر نامعلوم است كلك سخنگذار به مجرد تعداد اسامى ايشان اختصار نموده در سلك تحرير ميكشد كه قاآن ششم قوشيلاى بن خلبيك خلبيك بن تربه بلاء بن جمكيم است كه قايممقام تيمورقاآن بود هفتم توقتا بن قوشيلاى هشتم تايزى بن تولك كه در زمان حكومت او را بيلكتو خواندند نهم انوشيروان بن دارا كه كه باخلاق حميده آراسته بود و فتور در منصب قاآنى در زمان دولت او روى نمود و هم توقتيمور بن تيمورقاآن يازدهم ميسوردار دوازدهم اينكه بن ميسوردار سيزدهم اپلنك قاآن چهاردهم